ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )
46
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )
( 1 ) سبب مرگ او شد . سوگوارى قريش : ( اخبار جنگ بدر و كشته شدن بزرگان قريش شهر مكه را عزادار كرد و كمتر خانهء بود كه يك يا چند نفر خود را از دست نداده باشند و داغدار نباشند از اين رو ) قريش بسوگوارى و نوحهگرى پرداختند ولى ديرى نگذشت كه همگى گفتند : ديگر بر كشتگان خود زارى و گريه نكنيد ، تا مبادا به گوش محمّد و يارانش برسد و موجب گردد كه شما را شماتت كنند . و نيز تصميم گرفتند كه بدنبال اسيران نفرستند و براى آزادى آنان موقتا اقدامى نكنند تا مبادا موجب شود كه محمّد و اصحابش در قبول فديه و آزاد كردن آنان سخت گيرى كنند . اسود بن مطلب از كسانى بود كه سه فرزندش را بنامهاى : زمعة ، عقيل حارث ، از دست داده بود و بىاختيار از ديدگانش اشك ميريخت ولى باحترام تصميم قريش صداى خود را بگريه و زارى بلند نمىكرد ، شبى صداى گريه شنيد و چون ديدگانش نابينا شده بود بغلامش گفت : برو نگاه كن ببين گريه آزاد شده تا اگر آزاد شده من نيز صداى خود را در داغ زمعة بلند كنم زيرا آتش داغ او در درون من شعلهور شده و مرا مىسوزاند ! غلام از خانه بيرون آمد و بدنبال آن صدا روانه شد و طولى نكشيد كه مراجعت كرده گفت : زنى است شترش را گم كرده و براى آن گريه مىكند ! اسود بىاختيار شده اشعارى گفت كه خلاصهء ترجمهاش اين است كه : آيا زنى بخاطر گم شدن شترش با آواز بلند گريه مىكند و خواب از چشمش گرفته شده ولى براى كشتگان بدر گريه نميكند ! ؟ اى زن براى كشتهگان بدر و زمعة . و حارث . . . و عقيل گريه كن . . . [ ( 1 ) ]
--> [ ( 1 ) ] براى اطلاع از متن اشعار بصفحهء 648 سيرة مراجعه شود .